تبلیغات بنری
درج تبلیغات بنری
.
خرید بک لینک شرکت نرم افزاری عارف رایانه ویکیوز

مطالب مرتبط با تاریخ و ادبیات

نرم افزار مطب

نوشته تصادفي

تبلیغات متنی

برچسب های پرکاربرد

بهترین عکس های دیدنی دنیا تصاوير ديدني و خنده دار تصاویر دیدنی های جهان تصاویر دیدنی و خنده دار ایرانی خبر جدید عکس از دیدنی های دنیا عکس جالب دیدنی و خنده دار عکس دیدنی ایران عکس دیدنی جالب عکس دیدنی جدید عکس دیدنی دنیا عکس دیدنی ها عکس دیدنی های جهان عکس دیدنی و جالب جدید عکس دیدنی و خنده دار ایرانی عکس دیدنی و خنده دار جدید عکس مکان های دیدنی دنیا عکسهاي ديدني و جالب عکسهاي ديدني و خنده دار عکسهای دیدنی جالب و خنده دار عکس های دیدنی روز دنیا عکسهای دیدنی و جالب عکسهای دیدنی و جالب از حیوانات عکسهای دیدنی و جالب ایرانی عکسهای دیدنی و جالب جدید عکسهای دیدنی و جالب دنیا عکسهای دیدنی و جالب روز عکس های دیدنی و خنده دار از ایران عکسهای دیدنی و خنده دار ایرانی عکس های دیدنی و خنده دار ورزشی

داستان ضرب المثل امر به خودش هم مشتبه شده است

آسان طب » تاریخ و ادبیات » سخنان حکیمانه » داستان ضرب المثل امر به خودش هم مشتبه شده است

سلام خدمت شما دوستان عزیز و گرامی در این پست از مجله تفریحی – سرگرمی زیگیل یک پست در قالب {داستان ضرب المثل امر به خودش هم مشتبه شده است} اماده کرده ایم امیدواریم این پست بتواند کمکی به شما بکند و یا رضایت شما را جلب کند همراه ما و مجله زیگیل باشید

سلام خدمت شما دوستان عزیز و گرامی

در این پست از مجله تفریحی – سرگرمی زیگیل یک پست در قالب {داستان ضرب المثل امر به خودش هم مشتبه شده است} اماده کرده ایم

امیدواریم این پست بتواند کمکی به شما بکند و یا رضایت شما را جلب کند

همراه ما و مجله زیگیل باشید

وقتی کسی دروغ های خود را باور کرده باشد ، این مثل را می آوردند.

 

آورده اند که …

روزی ملانصرالدین دید ، عده ای از بچه ها در میان محله شلوغ کرده اند . به منظور اینکه آنها را متفرق کند و گوش خود را از داد و فریادهای جانخراش آنها ، آسوده سازد ، خطاب به آنها گفت : سر بازار سیب مجانی پخش می کنند .

 

بچه ها شروع به دویدن کردند . عده ای هم به دنبال آنها بنای دویدن را گذاشتند . ملا ابتدا ایستاد و از اینکه تیر تدبیرش به هدف اصابت کرده بود ، بنای خندیدن را گذاشت ولی پس از آنکه قدری خندید ، ناگهان آن فکر برای او پیش آمد که مبادا خود من هم اشتباه کرده باشم و خبری که به بچه ها دادم ، مقرون به حقیقت باشد و در این صورت بهره ای به خود من نرسد!

و به مجردی که این فکر از خاطرش گذشت ! پاشنه گیوه ها را ورکشید و خودش هم به دنبال بچه ها و مردم دیگر رو به سوی بازار ، بنای دویدن را گذاشت .


# #

مطالب پیشنهادی

شعر در مورد خدا از فروغ فرخزاد

شعر در مورد خدا از فروغ فرخزاد

سری دوم سخنان الهی قمشه ای

جملات زیبای انگلیسی با معنی آن

شعر لیلا کسری به نام باد سرد پاییز

پربازدید های تاریخ و ادبیات , سخنان حکیمانه

نظرات شما