مطالب مرتبط با بیوگرافی شعرا

نرم افزار مطب

نوشته تصادفي

تبلیغات متنی

برچسب های پرکاربرد

بهترین عکس های دیدنی دنیا تصاوير ديدني و خنده دار تصاویر دیدنی های جهان تصاویر دیدنی و خنده دار ایرانی خبر جدید عکس از دیدنی های دنیا عکس جالب دیدنی و خنده دار عکس دیدنی ایران عکس دیدنی جالب عکس دیدنی جدید عکس دیدنی دنیا عکس دیدنی ها عکس دیدنی های جهان عکس دیدنی و جالب جدید عکس دیدنی و خنده دار ایرانی عکس دیدنی و خنده دار جدید عکس مکان های دیدنی دنیا عکسهاي ديدني و جالب عکسهاي ديدني و خنده دار عکسهای دیدنی جالب و خنده دار عکس های دیدنی روز دنیا عکسهای دیدنی و جالب عکسهای دیدنی و جالب از حیوانات عکسهای دیدنی و جالب ایرانی عکسهای دیدنی و جالب جدید عکسهای دیدنی و جالب دنیا عکسهای دیدنی و جالب روز عکس های دیدنی و خنده دار از ایران عکسهای دیدنی و خنده دار ایرانی عکس های دیدنی و خنده دار ورزشی

متن خواندنی نامه‌ نیما یوشیج به همسرش عالیه

مجله اینترنتی زیگیل » تاریخ و ادبیات » بیوگرافی شعرا » متن خواندنی نامه‌ نیما یوشیج به همسرش عالیه

نیمایوشیج یکی از شاعران برجسته ایرانی بود که طرفداران زیادی هم داشت. نام همسرش عالیه بود و بسیار به هم وفادار بودند و هم را دوست داشتند. در این بخش از مجله زیگیل متن یکی از نامه های نیمایوشیج به همسرش را برای شما گرداوری کردیم . امیدواریم از مطالعه ان لذت ببرید.

نیمایوشیج یکی از شاعران برجسته ایرانی بود که طرفداران زیادی هم داشت. نام همسرش عالیه بود و بسیار به هم وفادار بودند و هم را دوست داشتند. در این بخش از مجله زیگیل متن یکی از نامه های نیمایوشیج به همسرش را برای شما گرداوری کردیم . امیدواریم از مطالعه ان لذت ببرید.
نامه‌ نیما یوشیج به همسرش

نامه‌ نیما یوشیج به همسرش

نامه‌ نیما یوشیج به همسرش

به عالیه نجیب و عزیزم!

می‌پرسی با کسالت و بی‌خوابی شب چطور به سر می‌برم؟ مثل شمع: همین‌که صبح می‌رسد خاموش می‌شوم و با وجود این، استعداد روشن شدن دوباره در من مهیا است.

بالعکس دیشب را خوب خوابیده‌ام. ولی خواب را برای بی‌خوابی دوست می‌دارم. دوباره حاضرم. من هرگز این راحت را به آنچه در ظاهر ناراحتی به نظر می‌آید ترجیح نخواهم داد. در آن راحتی دست تو در دست من اس…ت و در این راحتی… آه! شیطان هم به شاعر دست نمی‌دهد،‌ مگر این‌که در این تاریکی شب ، خیالات هراسناک و زمان‌های ممتد ناامیدی را به او تلقین کند! نیما یوشیج

بارها تلقین کرده است. تصدیق می‌کنم سا‌ل‌های مدید به اغتشاش‌طلبی و شرارت در بسیط زمین پرواز کرده‌ام. مثل عقاب، بالای کوه‌ها متواری گشته‌ام. مثل دریا، عریان و منقلب بوده‌ام. بدی طینت مخلوق، خون قلبم را روی دستم می‌ریخت. پس با خوب به بدی و با بد به خوبی رفتار کرده‌ام. کم کم صفات حسنه در من تبدیل یافتند: زود- باوری، صفا و معصومیت بچه‌گی به بد گمانی، خفه‌گی و گناه‌های عجیب عوض شدند.

آه! اگر عذاب‌های الهی و شراره‌های دوزخ دروغ نبود، خدا با شاعرش چطور معامله می‌کرد!

آیا نسبت به او بیشتر کینه‌ورزی می‌داشت؟ آیا حرص و غضب الهی خاموش می‌شد یا سال‌های دراز برای تسلی دادن به وجود خود، یک جسد حقیر را می‌سوزانید؟ حال٬ من یک بسته‌ی اسرار مرموزم. مثل یک بنای کهنه‌ام که دستبرده‌های روزگار مرا سیاه کرده است. یک دوران عجیب خیالی در من مشاهده می‌شود. سرم به شدت می‌چرخد. برای این‌که از پا نیفتم، عالیه، تو مرا مرمت کن. راست است: من از بیابان‌های هولناک و راه‌های پرخطر و از چنگال سباع گریخته‌ام. هنوز از اثره‌ی آن منظره‌های هولناک هراسانم.

چرا؟ برای این‌که دختر بی‌وفایی را دوست می‌داشتم. قوه مقتدره‌ی او بی‌تو، وجه مشابهت را از جاهای خوب پیدا می‌کند.

پس محتاجم به من دلجویی بدهی. اندام مجروح مرا دارو بگذاری و من رفته رفته به حالت اولیه بازگشت کنم.

گفته بودم قلبم را به دست گرفته با ترسو لرز آن‌را به پیشگاه تو آورده‌ام.

عالیه عزیزم! آن‌چه نوشته‌یی٬ باور می‌کنم. یک مکان مطمئن به قلب من خواهی داد. ولی برای نقل مکان دادن یک گل سرما زده‌ی وحشی٬ برای این‌که به مرور زمان اهلی و درست شود، فکر و ملایمت لازم است.

چقدر قشنگ است تبسم‌های تو!

چقدر گرم است صدای تو وقتی که میان دهانت می غلتد! کسی که به یاد تبسم‌ها و صدا و سایر محسنات تو همیشه مفتون است.

امیدواریم از مطالعه این نامه لذت برده باشید.


# # # # # # # # # #

مطالب پیشنهادی

داستان ضرب المثل امر به خودش هم مشتبه شده است

شعر در مورد خدا از فروغ فرخزاد

شعر در مورد خدا از فروغ فرخزاد

شب یلدا و شعر طنز!

کاریکلماتور جدید و کاریکلماتور طنز ۹۶

کاریکلماتور جدید و کاریکلماتور طنز ۹۶

پربازدید های بیوگرافی شعرا , تاریخ و ادبیات , سخنان بزرگان

Sorry. No data so far.

نظرات شما