گزيده اخبار
04 Dec 2016 - یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵
کد :662 ۰۶ مرداد ۱۳۹۵ 362 دسته : تاریخ و ادبیات , سخنان بزرگان , سخنان حکیمانه , موفقیت خانم بخشی

سخنان دکتر الهی قمشه ای درباره موفقیت انسان بسیار مشهور است. او اطلاعات زیادی دارد که در اختیار مردم گذاشته تا از ان استفاده کنند. برخی از بهترین سخنان دکتر الهی قمشه ای را در مقاله زیر برایتان جمع اوری کرده ایم . مانند : آفرینش را می توان به دو گونه در نگاه آورد یکی همچون آینه که چهره آفریدگار در آن هویدا است و یکی همچون ابر که چهره خورشید را پنهان می کند اگرچه از فروغ او همه بهره می گیرند .

سخنان دکتر الهی قمشه ای بخش اول

دکتر حسین محی الدین الهی قمشه ای در دی ماه سال  هزار و سیصد و هجده در تهران به دنیا آمد. وی استاد دانشگاه و مولف کتابهای مختلفی است . زمینه تالیف کتاب او بیشتر عرفان ، ادبیات و زیبایی میباشد . او حدودا یکسال رییس کتابخانه ملی ایران  بود . سخنان دکتر الهی قمشه ای برای موفقیت انسان بسیار مشهور است . او اطلاعات زیادی دارد که در اختیار مردم گذاشته تا از ان استفاده کنند . برخی از بهترین سخنان دکتر الهی قمشه ای را در مقاله زیر برایتان جمع اوری کرده ایم .

سری اول سخنان دکتر الهی قمشه ای

  1. قرآن حکیم را به هزار چشم نگریسته اند و همچنان به هزار چشم دیگر می نگرند ، هر نگاهی چیزی می جوید و همان می بیند. هر کس از این خوان کرامت، به طعامی میل می کند و روزی خاص خود می یابد.

(کیمیا ۱-ص ۹۱)

  1. وصال حضرت حق و وصول به جمال مطلق آمال عارفان و کمال معرفت ایشان است. سخنان انیشتین و موفقیت در زندگی را مطالعه کنید .

(کیمیا ۲-ص ۷۱)

  1. انسان نه تنها عاشق است که معشوق است و صد چندان که او را شوق وصال جانان است ، جانان مشتاق اوست.

(کیمیا ۲-ص ۷۳)

  1.  به گزارش مجله اینترنتی زیگیل ، خبر وصال که تنها تسلای خاطر ما در غربتگاه هجران است همان لطیفه ای است که سّر لذت هنرها و سرچشمه نزاهت و خرمی است و هنرمند کسی است که این خبر دلاویز و این م‍‍‍ژده جان بخش را به چشم و گوش و دل و جان آدمیان می رساند.

(کیمیا ۲-ص ۷۵)

  1. رسالت انبیای الهی که اولین منادیان عشق و چاووشان کعبه وصالند ابلاغ همین دعوت است که شما را از مرگ به حیات ، از غم به شادی ، از خوف به امن ، از کثرت به وحدت ، از تنازع به صلح و محبت ، از ظلمت به نور و از هجران به وصال فرا می خوانند. سخنان دکتر الهی قمشه ای

(کیمیا ۲-ص ۷۶)

  1. “طرح وجود” همان گوهر الهی ذات ماست که فرشتگان بر آن سجده کردند و وفادار ماندن به طرح اصلی حفظ و حراست آن اوصاف کمالیه است که خداوند در نهاد ما نهاده است و حقیقت معنی “تقوی” همان انسان بانی و نگهبانی از فضائل انسانی است.

(کیمیا ۴-ص ۱۰)

  1. گم کردن خویشتن رسیدن به همان مستی و بی خبری نزد عارفان است و هوشیاری حجابی است بر حقیقت ذات ما.

(کیمیا ۴-ص ۲۱)

  1. رفتن مهربانی یا عشق به خانه زیبایی برای آن است که عشق بنا بر مشهور نابیناست و زیبایی مسیحا دم است. پس چون عشق به خانه زیبایی می رود چشمش به جمال او روشن می شود و به پاس این موهبت در منزل زیبایی رحل اقامت می افکند بدین معنی که عشق در خدمت زیبایی است و از او نشات می گیرد.

(کیمیا ۴-ص ۴۵)

  1. در ادب پارسی مکرر به این نکته اشاره شده است که معشوق در آسمان است و آنچه در زمین دیده می شود سایه مرغی است که در آسمان پران است و هر که به دنبال سایه می رود عمر ضایع می گذارد.

(کیمیا ۴-ص ۵۸)

  1. زیبایی خواه موسیقی یا شعر یا نقاشی یا طبیعت یا چهره آدمی باشد آینه فطرت آدمی است و سر لذات آدمی از زیبایی همین است که تناسبات و هارمونی های درون خود را در عالم خارج ادراک می کند و این مطابقت درون و بیرون مایه لذت است. سخنان دکتر الهی قمشه ای

(کیمیا ۵-ص ۴۳)

  1. سخن از این راست تر در جهان نیست که شعر خوب یاد خداست و آنچه از پشت پرده شعر دلبری می کند نقشی از جمال همان شاهد است که جمله عالمیان دانسته و نادانسته دل در گرو او دارند.

(کیمیا ۵-ص ۶۵)

  1. آفرینش را می توان به دو گونه در نگاه آورد یکی همچون آینه که چهره آفریدگار در آن هویدا است و یکی همچون

ابر که چهره خورشید را پنهان می کند اگرچه از فروغ او همه بهره می گیرند .

(کیمیا ۵-ص ۹۴)

سخنان دکتر الهی قمشه ای

  1. سرّ محبوبیت سعدی و مولانا و همه شاعران و هنرمندانی که به جاذبه حسن و کرشمه دلبری ملک دلها را تصرف کرده اند این است که از نفس و نغمه ایشان بوی خوش آشنائی به مشام می رسد.

(مقالات-ص ۳)

  1. عشق عامه مردم تنها به صورتی و جلوه ای است و از این رو همه بت پرستند زیرا در صورت آن بت توقف کرده و آن را پلی برای وصول به بت آفرین نکرده اند یا بت آفرین را در او ندیده اند ، اما عارفان ، حق را در همه صورتها می بینند و در همه صورتها عبادت می کنند.

(مقالات-ص ۹)

  1. خرابات آنجاست که عاشق طاق و رواق خود پرستی را خراب می کند و خانه اش در نور خدا غرق می شود.

(مقالات-ص ۱۳)

  1. خودبینی نزد عارفان حجاب اکبر است و دیگر حجابها پرده از او وام گرفته اند. سخنان دکتر الهی قمشه ای

(مقالات-ص ۱۴)

  1. فقیر یعنی آنکه خود را در برابر حق ، مالک هیچ چیز نمی داند.

(مقالات-ص ۱۵)

  1. در زندگی هر شاعر آسمانی و هنرمند اصیل شبی هست که او را به ملکوت آسمان بار می دهند تا در آنجا به مقدار چشمی که از دیده بینای عشق وام گرفته است با سرچشمه خیر و جمال و حقیقت که وجود لایزال حضرت حق است دیدار کند و آیات کبرای الهی را که اوصاف جمال و جلال اوست بی حجاب بنگرد این شب فرخنده را عاشقان شب وصال خوانده اند که همان شب معراج و لیله القدر است.

(مقالات-ص ۵۵)

  1. همه بزرگان جهان که برای بشریت هدیه ای از دانایی و زیبایی آورده اند ، گوشه ای از همان سلام و تحیت را که در شب معراج عشق شنیده اند باز گفته اند.

(مقالات-ص ۵۶)

  1. شب معراج از زمان و مکان بیرون است و هر که به نور باده توحید از ظلمت نفس کافر کیش خلاص یابد فرشتگان مقرب بر وی فرود آیند و او را بر براق برق سیر عشق نشاننند و در یک نفس از صدف کون و مکان بیرون برند و آن گوهر یکتا و شاهد زیبای عالم را که جمله کائنات در طلبش سرگردانند با وی نشان دهند و او را شرابی نوشانند که جامش روی یار و پیاله اش چشم مست باده خوار است و بدین دیدار چنان مست و حیران شود که تا صبح قیامت به هوش نیاید.

(مقالات-ص ۵۷)

  1. دیدار شب قدر به یک تعبیر شهود حضرت حق است و آن هنگامی دست می دهد که عارف دیده را از کدورت نفس شستشو کند. سخنان دکتر الهی قمشه ای

(مقالات-ص ۵۸)

  1. شب قدر به حقیقت دیدار آدمی با گوهر اصیل ذات خویش است که همان نفخه الهی است و با شناخت او به شناخت حق توان رسید.

(مقالات-ص ۶۰)

سخنان دکتر الهی قمشه ای

  1. فکر چنانکه اصحاب منطق گفته اند از مقوله حرکت است الا آنکه منطقیان گویند فکر حرکتی است از مبادی و مقدمات معلوم به سوی مراد و مقصود که آن بر جوینده مجهول است و نزد عارفان حرکتی است از باطل به سوی حق ، از جزء به سوی کل ، از کثرت به وحدت ، از نمود به بود ، از عالم رفت و آمد به عالم ثبات و از حدوث به قدم.

(مقالات-ص ۷۴)

  1. عرفان به یک نظر حرکتی است از جزء که موجوداتند به سوی کل که حقیقت هستی و ذات احدیت است و به تعبیر دیگر عارف از عشق به جزء آغاز می کند و به تدریج به عشق کل می رسد بی آنکه عشق جزء را از دست بدهد زیرا کل را در جزء می بیند.

(مقالات-ص ۷۵)

  1. اندیشه کردن در ذات حق باطل است نه بدان خاطر که فکر ما کوتاه است و موضوع فکرت بلند بلکه چون خداوند فرمود : ما از رگ گردن به او نزدیکتریم. هر چه در او اندیشه کنند از او دورتر می شوند زیرا اندیشه کردن یافتن واسطه ای است که اندیش گر را به مراد نزدیکتر کند و اینجا چون نهایت نزدیکی حاصل است هر واسطه و دلیلی که ذهن بیاورد خود مایه دوری از محبوب و حجاب روی او می شود.

(مقالات-ص ۷۵)

  1. مستی نزد عارفان همان آگاهی حباب از ذات آب و محو کردن شان حبابی خویش در کلیت دریاست.

(مقالات-ص ۷۷)

  1. کمر بستن سرو از آن جهت است که روزها سایه خود را بر گل و ریحان می اندازد تا از آفتاب تند در امان باشند و شبها با گذار نسیم از شاخ و برگهایش برای گلها قصه می گوید تا به خواب روند و شاید آزادگی سرو در همین خدمت است .

(مقالات-ص ۷۸)

  1. انسان در معراج به سوی واحد باید از معدن و نبات و حیوان و دیو و شیطان و فرشتگان و کروبیان بگذرد و اگر در منزلی بایستد ، آفرینش را از دریچه همان منزل بیند و از همان سخن گوید که با نگاه واقفان در منازل دیگر متفاوت است.

(مقالات-ص ۸۰)

  1. وصال سالک غیبت او از خویشتن است که در زبان شعر از آن به مستی تعبیر کرده اند و این مستی یا غیبت را شرط وصال بلکه عین وصل دانسته اند .

(مقالات-ص ۸۱)

  1. راز محبوبیت حافظ که از عارف تا عامی و از مست تا محتسب و از شرق تا غرب را در سلسله چلیپای سخن خویش اسیر کرده این است که از رنگ تعلقات رهایی یافته و چون آینه صاف و بی رنگ آمده و هر کس نقش خویش در آن بیند و شرح احوال خود را به تفال از او باز جوید.

(مقالات-ص ۱۰۴)

نظرات


برای درج تبلیغات متنی، بنری و یا رپرتاژ آگهی در این وب سایت با شماره 09370888727 تماس حاصل فرمائید