تبلیغات بنری
درج تبلیغات بنری
.
خرید بک لینک شرکت نرم افزاری عارف رایانه ویکیوز

تازه ترین مطالب آسان طب

نرم افزار مطب

محبوب ترین مطالب

تبلیغات متنی

برچسب های پرکاربرد

بهترین عکس های دیدنی دنیا تصاوير ديدني و خنده دار تصاویر دیدنی های جهان تصاویر دیدنی و خنده دار ایرانی خبر جدید عکس از دیدنی های دنیا عکس جالب دیدنی و خنده دار عکس دیدنی ایران عکس دیدنی جالب عکس دیدنی جدید عکس دیدنی دنیا عکس دیدنی ها عکس دیدنی های جهان عکس دیدنی و جالب جدید عکس دیدنی و خنده دار ایرانی عکس دیدنی و خنده دار جدید عکس مکان های دیدنی دنیا عکسهاي ديدني و جالب عکسهاي ديدني و خنده دار عکسهای دیدنی جالب و خنده دار عکس های دیدنی روز دنیا عکسهای دیدنی و جالب عکسهای دیدنی و جالب از حیوانات عکسهای دیدنی و جالب ایرانی عکسهای دیدنی و جالب جدید عکسهای دیدنی و جالب دنیا عکسهای دیدنی و جالب روز عکس های دیدنی و خنده دار از ایران عکسهای دیدنی و خنده دار ایرانی عکس های دیدنی و خنده دار ورزشی

مقالات پیرامون داستان کوتاه

داستان درباره نماز و حکایت های خواندنی

داستان درباره نماز جماعت داستان کوتاه درباره نماز داستان در مورد نماز داستان کوتاه در مورد نماز حکایت درباره نماز

داستان درباره نماز موضوع این بخش از مجله اینترنتی زیگیل است. نماز راه ارتباطی ما با خداست. همانطور که برای درمان بیماریها به نزد پزشک میرویم روزانه 5 بار با خدا به صحبت می نشینیم تا ارامش گرفته و بتوانیم برای مشکلات از خدا کمک بخواهیم . وگرنه که خدای به این بزرگی نیازی به نماز ما ندارد. همیشه نماز را جدی بگیرید مخصوصا نماز اول وقت. در این قسمت چند داستان درباره نماز برای شما گرداوری کرده ایم. امیدواریم از مطالعه انها بهره کافی را ببرید.

داستان ضرب المثل کاه بده، کالا بده، یک قاز و نیم بالا بده

روزی روزگاری، مرد تاجری که معمولاً کالاهایی را در داخل کشور می‌خرید و به خارج از کشور می‌برد و آن طرف مرزها به چند برابر قیمت می‌فروخت. تاجر بعد از چند بار رفت و آمد با یکی از مأموران گمرک دوست شد و هر بار که کالایی را می‌خواست از مرز رد کند رشوه‌ای به مأمور گمرک می‌داد و بدون پرداخت کمترین حق گمرکی به راحتی کالایش را از مرز رد می‌کرد.

داستان زیبای قلب جغد پیر

با سلام خدمت شما عزیزان در این ساعت از مجله تفریحی زیگیل برای شما عزیزان یک داستان کوتاه دیگر اماده کرده ایم نام این داستان قلب جغد پیر میباشد با ما باشید

داستان کوتاه دختر دهقان و پیر مرد طمعکار

داستان کوتاه دختر دهقان و پیر مرد طمعکار

دهقان دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند. وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد دهقان نمی تواند پول او را پس بدهد، پیشهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر دهقان ازدواج کند قرض او را می بخشد، و دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد.